تبليغاتX
روی بنمای و وجودم همه از یاد ببر

روی بنمای و وجودم همه از یاد ببر

سلسله‌ی نعمت‌اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی

قطب سی و نهم - حضرت آقای مجذوبعلیشاه ادام الله ظلّه و برکاته

   

حضرت الهادی الی الشّریعة و الطّریقة المنتهی فی الفقر و الفناء مرضی اولیاء الله مولانا المعظّم آقای حاج دكتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه سلیل جلیل حضرت قطب العارفین آقای صالحعلیشاه طاب ثراه در ۲۱ مهر ماه ۱۳۰۶ هجری شمسی، مطابق با ۱۷ ربیع الثّانی ۱۳۴۶ هجری قمری مصادف با زاد روز حضرت نورعلیشاه ثانی قدم به عرصه‌ی وجود نهادند. پس از مراهقت و تربیت نزد پدر بزرگوارشان در بیدخت گناباد در موطن خویش مقدمات علوم اسلامی و هیأت قدیم و نجوم را نزد ایشان فرا گرفتند و به تهران عزیمت کردند. در سال ۱۳۲۴ شمسی با احراز رتبه‌ی اوّل، مراحل دیپلم ادبی و سال بعد دیپلم طبیعی را از دبیرستان علمیه‌ی تهران به پایان رساندند و وارد دانشكده حقوق دانشگاه تهران شدند و در سال ۱۳۲۷ موفّق به اخذ درجه‌ی لیسانس در رشته‌ی حقوق قضائی گردیدند و همزمان به مطالعه و تحقیق در معارف اسلامی پرداختند و خصوصاً فقه و اصول را نزد اساتید فن بالاخص حضرت رضاعلیشاه آموختند و در كلاسهای درس مرحوم استاد شهابی و استاد سید محمّد مشكوة و مرحوم شیخ محمّد سنگلجی شركت مي‌كردند و ضمناً در وزارت امور خارجه استخدام شدند. در سال ۱۳۲۹ به وزارت دادگستری انتقال یافتند و شغل ریاست اداره‌ی سرپرستی دادسرای تهران و متعاقباً مستشاری دادگاه استان تهران را عهده‌دار شدند. در سال ۱۳۳۱ به دست پدر بزرگوارشان حضرت صالحعلیشاه وارد طریق سلوك شدند و قدم در وادی فقر نهادند و برای تكمیل تحصیلات خود به فرانسه عزیمت كردند. در سال ۱۳۳۶ خورشیدی پس از اتمام تحصیلات در رشته‌ی ادبیات فرانسه و اخذ درجه‌ی دكترا در رشته‌ی حقوق به ایران مراجعت کردند و به ادامه‌ی مشاغل مختلف قضایی در وزارت دادگستری پرداختند.

طی چند سفری به اروپا با هانری كوربن مستشرق معروف فرانسوی كه بسیار به مكتب و روش حضرت سلطانعلیشاه علاقه‌مند بود ملاقاتهای مكرّر داشتند و مطالعاتی را نیز با ایشان در موضوع مذكور شروع كردند. بار دیگر در شهریور ۱۳۴۷ با بورس دولت فرانسه جهت مطالعات حقوقی- قضایی به پاریس عزیمت و در مؤسسه‌ی بین‌المللی مدیریت (.I.I.A.P) به تحقیق مشغول و موفّق به اخذ دیپلم مدیریت قضایی شدند. پس از بازنشستگی در سال ۱۳۵۵ گاهی در شغل وكالت دادگستری فعالیت و در این سال مجدداً برای مطالعه و تحقیق به فرانسه عزیمت نمودند. پس از انقلاب مدّتی به سمتهای معاونت وزارت ارشاد و عضویت هیأت امناء مدیریت سازمان حج و سپس معاونت وزارت دادگستری منصوب می‌شوند و در مهر ماه ۱۳۵۹ به میل شخصی كناره‌گیری مي‌نمایند.

ایشان در تمام سالهای اشتغال خود به امانت و صحّت و صداقت در رفتار و گفتار و دقّت در كار و احترام به قانون و اجرای دقیق آن نزد همگان بالاخص همكاران مشهور بودند. روحیه‌ی آزاد اندیشی و فعالیتهای ایشان در همین جهت سبب گردید كه حدود دو سال بازداشت باشند و حدود شش ماه از این مدّت را در سلول انفرادی گذراندند.

در تاریخ ۱۱ ربیع الاوّل ۱۴۱۳ هجری قمری برابر با ۱۸ شهریور ۱۳۷۱ خورشیدی مطابق با روز رحلت حضرت رضاعلیشاه، اجازه‌ی اقامه‌ی نماز جماعت از طرف حضرت محبوبعلیشاه به نام ایشان صادر و در نهم ربیع الثّانی همان سال برابر با ۱۵ مهر ۱۳۷۱ شمسی مصادف با سالگرد رحلت حضرت صالحعلیشاه به اخذ فرمان ارشاد با لقب مجذوبعلی مي‌گردند و در تاریخ سه شنبه ۲۲ ربیع الثّانی سال ۱۴۱۳ قمری مطابق با ۲۸ مهر ۱۳۷۱ شمسی مصادف با چهلمین روز رحلت حضرت رضاعلیشاه فرمان وصایت و جانشینی ایشان با لقب مجذوبعلیشاه صادر مي‌گردد و در تاریخ ۶ رمضان ۱۴۱۷ مطابق با ۲۷ دی ۱۳۷۵ پس از فوت حضرت محبوبعلیشاه رسماً سرپرستی فقرای گنابادی را عهده دار شدند.

______________________________

۱) در نوشتن مطالب این بخش از كتاب نغمه سرایان گلشن راز نوشتة جناب آقای دكتر محمّدرضا نعمتی و مقدمة آقای دكتر شهرام پازوكی در كتاب مجموعة مقالات فقهی و اجتماعی حضرت حاج دكتر نورعلی تابنده، چاپ انتشارات حقیقت، سال ۱۳۷۸، استفاده شده است.

 

                                                                           (منبع: سایت مزار سلطانی)

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 22:17  توسط ق  | 



بيدخت از آبادي‌هاي ولايت -  یا شهرستان - گناباد است كه از شهرهاي باستاني ايران و محل زندگي بسياري از عالمان و دانشمندان ايراني بوده است.

اين شهر موطن و دارالارشاد و همچنين مدفن حضرت آقاي حاج ملا‌سلطان‌محمدگنابادي ملقب به "سلطانعليشاه"  قطب سلسله‌ی نعمت‌اللهي است که ایشان در اواخر قرن سيزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجري قمري می‌زیسته‌اند. از زمان ايشان - بیدخت - مورد توجه عموم مردم خصوصاً طالبان طريقت رضويه‌ی مرتضوي قرار گرفت و شهرت يافت؛ به نحوي كه نام گناباد با نام ايشان مقرون شد .

مراحل اولیه‌ی ساخت بناي "مزارسلطاني" بيدخت در محل دفن آن جناب در بيدخت گناباد توسط جانشين ايشان حضرت ‌آقاي حاج‌ملاعلي "‌نورعليشاه‌ثاني" شروع شد. سپس اين بنا توسط جانشينان و فرزندان آن بزرگوار و همچنين ارادتمندان‌شان توسعه يافت؛ به نحوي كه به تدريج، به صورت مجموعه‌اي وسيع مشتمل بر حسينيه، كتابخانه،  مهمانسرا و اطاق‌هاي پذيرايي زائرين و ... با معماري سنتي و زيبا در آمده است. اكنون مزار سلطاني بيدخت، مورد توجه خيل كثيری از علاقمندان عرفان و تصوف اسلامي و مشتاقان زيارت مزار ايشان است. مدفن حضرات اقطاب بعد از ايشان، حضرت آقاي حاج محمدحسن "صالح عليشاه"، حضرت آقاي حاج سلطان‌حسين تابنده "رضا عليشاه" و حضرت آقاي حاج علي تابنده  "محبوبعليشاه" نیز در همین مکان است.

ميتوان گفت مجموعه‌ی مزار سلطاني  بزرگترين مجموعه ساخته شده بر مزار عارفان مسلمان و يگانه كانون معنوي زنده و فعال تصوف در ايران است. لذا به همت جمعي از مشتاقان تصوف سايت mazaresoltani.net تأسيس شد تا بتواند حتي المقدور اطلاعاتي درباره‌ی اين مزار و نيز مطالب ضروري در جهت شناخت عرفان، تصوف و سلسله‌ی نعمت‌اللهي را به اطلاع دوستدران برساند.

                                                                                             (منبع: سایت مزار سلطانی)
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 22:45  توسط ق  | 


                                                                     (منبع عکس: سایت مزار سلطانی)

زلف بر باد مده! تا ندهی بربادم
ناز بنیاد مکن! تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس! تا نخورم خون جگر
سر مکش! تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن! تا نکنی در بندم
طره را تاب مده! تا ندهی بربادم
یار بیگانه مشو! تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز! که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز! که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو! ورنه بسوزی مارا
یاد هر قوم مکن! تا نروی از یادم
شهره‌ی شهر مشو! تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما! تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین! و بفریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آنروز که در بند توام آزادم!
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 17:20  توسط ق  | 

                              

" سلسله‌ی نعمت‌اللهی و تحولات اخیر آن " عنوان گفتگویی‌ست با جناب آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه) که اصل آن در سایت مزارسلطانی است. این گفتگو را می‌توانید اینجا بخوانید.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 5:8  توسط ق  | 

هستی زیبایی



                     

خانم آمنه فرخی مطلبی از آقای دکتر شهرام پازوکی در وبلاگشان گذاشته‌اند که خواندن‌ش انشاالله می‌تواند سودمند باشد.

 

                                عنوان مطلب: هستی زیبایی


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 15:51  توسط ق  | 



روضه‌ی خلد برین، خلوت درویشان است

مایه‌ی محتشمی، حشمت درویشان است

گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد

فتح آن در نظر رحمت درویشان است

قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت

منظری از چمن نزهت درویشان است

آنچه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه

کیمیائیست که در صحبت درویشان است

آنکه پیش‌ش بنهد تاج تکبر خورشید

کبریائیست که در حشمت درویشان است

دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال

بی‌تکلف بشنو! دولت درویشان است

خسروان، قبله‌ی حاجات جهانند ولی

سبب‌ش بندگی حضرت درویشان است

روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند

مظهرش آینه‌ی طلعت درویشان است

از کران تا به کران لشگر ظلم است ولی

از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

ای توانگر! مفروش این همه نخوت که ترا

سر و زر در کنف همت درویشان است

گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز

خوانده باشی! که هم از غیرت درویشان است

حافظ! ار آب حیاتِ ازلی می‌خواهی

منبع‌ش خاکِ درِ خلوتِ درویشان است

من غلام نظر آصف عهدم کورا

صورت خواجگی و سیرت درویشان است

                                                                                       (حافظ)


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 22:26  توسط ق  | 



ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه؟

مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟

زلف در دست صبا، گوش به فرمان رقیب

اینچنین با همه درساخته‌ای یعنی چه؟

شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای!

قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه؟

نه سر زلف، خود اول تو به دستم دادی؟

بازم از پای درانداخته‌ای یعنی چه؟!

سخن‌ت رمز دهان گفت و کمر سرّ میان،

وز میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی چه؟

هر کس از مهره‌ی مهر تو به نقشی مشغول

عاقبت با همه کج باخته‌ای یعنی چه؟

حافظا در دل تنگ‌ت چو فروآمد یار،

خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه؟

                                                                          (حافظ)




+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 20:49  توسط ق  |